خانه » مقالات » روانشناسی » تأثیر فیلم و سینما بر کودکان (قسمت اول )

تأثیر فیلم و سینما بر کودکان (قسمت اول )

فیلم و سینما به عنوان یکی از مهمترین وسایل ارتباط جمعی در زندگی روزمره افراد، داد و ستدهای اجتماعی، ساختار زندگی انسان ها، چگونگی برقراری ارتباطات درون گروهی و برون گروهی و حتی اندیشه هر فرد برای چگونه زیستن است.  به طوری که می توان ادعا کرد اندیشه ها، تفکرات، عقاید، نگرش ها و در یک روند کلی، فلسفه زندگی انسان ها با فیلم شکل می گیرد، تغییر می کند، اصلاح یا تخریب می شود … .

به عنوان مثال زوجی در حال جدایی، با دیدن فیلمی که در آن یکی از طرفین با گذشت و ایثار تداوم دهنده زندگی مشترک می شود، یا نمایش عواقب و عوارض طلاق، دوباره به هم پیوند می خورند و این چیزی جز تأثیر اعجاب انگیز فیلم روی افراد نیست.

 

با اندکی دقت در زندگی روزانه افراد ، می توان به نقش فیلم  در سلیقه سازی و پرورش افکار عمومی پی برد و دریافت که از این راه اندیشه ها و سلیقه های نو در افراد شکل گرفته و ایجاد می شود و حتی در کردار و سلوک آنان نیز نمایان می شود. اینجاست که  بیش از پیش به وظیفه خطیر هنرمندان و فیلم سازان در سازندگی یا سقوط فرهنگی ملل پی برده می شود .

 

فیلمساز با استفاده از فنون سینمایی و به کارگیری موضوعات خاص، می تواند جامعه را به مراتب عالی انسانی رهنمون شود و یا  تا حضیض  ضلالت و خصایص حیوانی نزول دهد.

 

در این بحث سعی داریم  گریزی بر آفت فعلی جامعه داشته باشیم. این پرچمدار تهاجم فرهنگی چیزی نیست جز ماهواره و فیلم هایی که از طریق امواج ، افکار و خواسته های کشورهای غربی را  به دیگر جوامع تزریق می کند.

تأثیر کلی فیلمها

محتوای فیلم ها می تواند تماشاگر را در حالتی مثل خواب مصنوعی قرار دهد. به طوری که اگر حوادث نمایش داده شده در فیلم، در محیط واقعی روی دهد، واکنش های خفیف تری را بر می انگیزد ، یا شاید اصلاً چنان عکس العمل هایی به همراه نداشته باشد. البته این تأثیرات روی تمام افراد یکسان نیست. موقعیت و مشخصات تماشاگر هنگام تماشای فیلم از یک سو ، و جنبه فنی و مضمون فیلم عوامل دو گانه ای هستند که باید در توجیه و نوع تأثیرپذیری تماشاگر در نظر داشت. به هر حال فیلم بیشترین تأثیر را روی گروه کودک و نوجوان و افراد کم دانش می گذارد.

 

تأثیر فیلم ها حتی در بازی های کودکان نمود می یابد. تأثیر تخریبی فیلم ها تا آنجا  است که تحقیقی در فرانسه نشان داد کودک یا نوجوانی که بیش از یک بار در هفته به سینما می رود نیازمند مراقبت روان پزشکی است. زیرا تأثیر تخریبی فیلم های ساخته شده در این کشورها (که به صورت قاچاق و غیر مجاز وارد ایران هم می شوند  یا از طریق امواج ماهواره ای، موریانه وار و از طریق والدین ناآگاه به منازل ما می آیند) که بر اثر تحریک شدید احساس و ایجاد آشوب اختلال در عواطف و هیجانات ایجاد می شود بسیار بیشتر از نقش تربیتی آن است.

 

شدت تأثیر فیلمها بر کودکان از آن جهت است که برای کودک ، فیلم چیزی جز واقعیت نیست. به عبارتی کودک برای فیلمها جنبه تصوری و خیالی قایل نیست. از نظر او آنچه که می بیند جزئی از زندگی واقعی است. خصوصاً هنگامی که محتوای فیلم برای کودک جذاب و دارای کشش باشد. مثل فیلمهایی که پر است از حرکات دفاعی یا ورزش های رزمی برا ی پسران! اینجاست که کودک غرق تماشای فیلم می شود و آنچنان در فضای حرکات و حتی نوع لباس بازیگر متمرکز می شود که وجود خود را از یاد می برد و همراه و همپای هنرپیشه ایفای نقش می کند. شخصیت بازیگر را می پذیرد و چنان در قالب نقش هنرپیشه فرو می رود که انگار هر اتفاقی برای هنرپیشه می افتد برای خود او روی داده است. بدین سبب همراه با بازیگر شاد می شود، غمگین می شود، مضطرب و پریشان در حوادث می ماند و …

 

خلاصه این که کودک در ذهن خود و گاه در عمل، فیلم را بازی می کند. بسیاری اوقات بزرگسالان نیز به طور غیر ارادی تحت تأثیر فیلم، حرکت های فیزیکی بازیگر آن را تقلید می کنند و مسلم است که با جذاب تر شدن محتوا، عمق تأثیر فیلم بر افراد شدت می گیرد. نمونه بارز این مدعا هنگامی است که هنرپیشه در فیلم سیگاری روشن می کند و به دنبال او، بیننده نیز، با تقلید آنی از حرکات و سلوک هنر پیشه به صورت ناخودآگاه و غیرارادی، سیگاری روشن می کند!

تقلید آنی

گاه تأثیر فیلم ها از حد تقلید آنی فراتر می رود و مدتها زندگی فرد را دگرگون می کند و ساخت شخصیتی او را پایه ریزی می نماید یا تغییر می دهد، چرا که خواسته ها، آرزوها و احساسات انسان در فیلمها به نمایش در می آید. طبق تحقیقات ، تأثیر پذیری کودکان هشت تا یازده سال بسیار شدید است. کودک به فیلم دل می بندد، فعالانه در ماجراهای آن شرکت می کند، دنباله وقایع را با ذهن خلاق خود حدس می زند و با قهرمانان فیلم-  خصوصاً شخصیت های محبوبش – منطبق می شود . در این سنین قهرمانان فیلم از نظر کودک قوی ترین انسان ها هستند. کودک نسبت به بدی و خوبی فیلمنامه یا آنچه که می خواهد در ذهن او القا کند آگاهی ندارد. تنها ماجراهای فیلم را واقعی می پندارد و آنچه را می بیند چیزی جز واقعیت نمی داند. آنچه مهم است اتفاقات و آدم هاست: این که هنرپیشه چکار می کند و در برخورد با ماجراها چه واکنش هایی از خود بروز می دهد.

 

کم کم با ورود به دنیای نوجوانی و بلوغ، چیزی که در درجه اول اهمیت قرار می گیرد خصوصیات آدم هاست. رفتار، حرکات ، شیوه لباس پوشیدن ، آرایش مو و … هنرپیشه آنقدر مهم می شود که نوجوان سعی می کند از نظر ظاهری خود را با او هماهنگ کند ، و برای او اهمیتی ندارد که رفتار و کردار هنرپیشه محبوبش مغایر با ارزش ها و فرهنگ خاص جامعه باشد . این مسئله در حد افراطی خود ، به پرستش هنرپیشگان منجر می شود.

 

تبیان

 

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*