مرحله اوّل:شـروعها

۱٫ نام خدا

۲٫ پرسشها

۳٫ نکات اخلاقى

۴٫ تشبیهات

۵٫ همخوانى سوره

۶٫ سلام و احوالپرسى

۷٫ بیان نعمتها و پیام اعضاء

۸٫ شعر

نمودار مرحله اول:

شروعها

جز براى برخى مجریان و اجراها که نیازى به بیان مطالبى به عنوان شروع نیست، اغلب باید مربى مطالبى را به عنوان شروع و مدخل کلاس بیاورد تا کودکان و نوجوانان هم به موضوع، هم به سخنران و هم به اهمیت بحث توجه پیدا کنند. شروع از نظر تناسب با گوینده، موضوع، جلسه و مخاطبان باید تنظیم و اجراء شود. آنچه خوب است در شروعها رعایت شود عبارتند از:

۱٫ متناسب با مقتضاى حال و موقعیت کلاس باشد؛ مثلاً اگر جلسه قرآن است، شروع آن هم یکى از نکات قرآنى باشد.

۲٫ طبیعى و دور از تصنع باشد.

۳٫ در صورتى که فراگیران از سن کمترى برخوردارند، نکات ارائه شده در شروع کاملاً محسوس و قابل تصور باشد.

۴٫ شروع، طولانى و ملال آور نباشد. به قول امام على علیه السلام «آَفَهُ الْکَلامِ اَلاِْطالَهُ؛ آفت سخن، طولانى کردن آن است.»

۵٫ مرتبط به بحث باشد.

۶٫ در صورتى که مخاطبان جوانان هستند، آرام، سنگین و باوقار شروع شود و اگر کودکان بودند بسیار شاد و جذاب باشد.

۷٫ در شروعها ضمن خوددارى از دادن وعده هاى غیر عملى و لافهاى گزاف، از خودستایى یا اظهار ناتوانى و عجز پرهیز شود.

۸٫ تهیه و تنظیم شروعها که پنجره اى به روى مباحث اصلى در مرحله دوم به بعد مى باشد، پس ازتکمیل مواد اصلى در مرحله دوم انجام شود تا بهتر بتوان مطالب مرتبط به اصل موضوع را در شروع بیان کرد.

اینک به توضیح مختصرى درباره هر یک از شروعها مى پردازیم.

الف ـ شروع با نام خدا

گرچه همه کارها را با نام خدا آغاز مى کنیم و شروع با نام خدا قسیم شروعهاى دیگر نیست، اما به لحاظ وجود تنوع و امکان بیانهاى مختلف در آغاز با نام خدا، آن را به عنوان یکى از شروعها مطرح کرده ایم تا به تناسب جلسه در ابتداى شروعهاى دیگر و یا بدون آنها از آن بهره گرفته شود.

روش ساده و کاملاً سنگین و متین این است که برنامه را با «بسم الله الرحمن الرحیم» شروع کرده و بلافاصله وارد اصل موضوع شویم. این روش در شرایط زیر مفیدتر است:

۱٫ ایام سوگوارى یکى از ائمه علیهم السلام باشد.

۲٫ فرصت کافى و به اندازه براى هیچ گونه شروع دیگرى نباشد.

۳٫ مخاطبین ما خواهران یا برادران دبیرستانى باشند.

۴٫ اولین برنامه ما در این مکان باشد.

۵٫ از فرهنگ، روش و سنتهاى اجتماعى آن محیط اطلاعى نداشته باشیم.

۶٫ در بین نوجوانان و جوانان حضور بزرگسالان در اکثریت باشد.

۷٫ تکرار شیوه ها و روشهاى متنوع، دلزدگى ایجاد کرده باشد.

۸٫ امکان استفاده از تخته یا وایت برد وجود داشته باشد.

۹٫ مدتى است براى کودکان، نوجوانان و جوانان برنامه نداشته ایم و به هر دلیل امکان استفاده از هیچ شیوه دیگرى برایمان فراهم نیست.

شکلهاى مختلف شروع با نام خدا

مى توانیم شروع را با یکى از موارد ذیل انجام دهیم:

۱٫ بسم الله الرحمن الرحیم

۲٫ به نام خداوند مهربان، حافظ و دوستدار کودکان

۳٫ به نام خدائى که هر کجا باشیم با ما است.

۴٫

  • به نام آن که گل را رنگ و بو دادز شبنم لاله ها را آبرو داد

۵٫

  • اى نام تو بهترین سرآغازبى نام تو نامه کى کنم باز

۶٫

  • به نام آن که هستى را رقم زدنشان خویش بر لوح و قلم زد

۷٫

  • به نام خداوند جان آفرینحکیم سخن در زبان آفرین

۸٫

  • به نام آن که باشد مهربانتربراى ما ز بابا و ز مادر

ب ـ شروع با پرسشها

یکى از بهترین روشها براى استفاده به موقع از توان فکرى و اندوخته هاى علمى، استفاده از شیوه سؤال و جواب است. هرگاه بر جمعى وارد شدید و به هر علتى ترتیب اندوخته هاى شما به هم خورده بود، بهترین شیوه براى شروع، استفاده از پرسشها است. سؤالها باید به گونه اى باشد که اگر به شما جواب هم ندادند خود سؤال بار تربیتى یا علمى داشته و بدون پیام نباشد. این شیوه جهت شروع غالبا در صورتى مفید است که:

۱٫ موضوع جلسه پرسش و پاسخ باشد.

۲٫ مخاطبین ما جوانان دبیرستانى یا دانشگاهى باشند.

۳٫ با این شروع بخواهیم حدود سطح معلومات و دانش آنها را در موضوع مورد سؤال مشخص کنیم.

۴٫ توان جواب گویى به سؤالاتى که احیانا همراه با بعضى از جوابها مطرح مى شود، براى مربى وجود داشته باشد.

۵٫ امکان کنترل جلسه بعد از طرح سؤال براى مربى وجود داشته باشد.

۶٫ اگر هیچ کدام از مخاطبین جواب ندادند، براى مربى استعداد ادامه برنامه اى جذّاب وجود داشته باشد.

۷٫ اطلاع کافى درمورد مطرح نبودن چنین سؤالى در این مکان وجود داشته باشد. (در غیر این صورت تا سؤال کردیم فورا یکى جواب مى دهد. اشکال کار این جاست که به جاى این که مخاطبین در پایان جلسه به ما بگویند: «احسنت»، ما ناچاریم همان اول برنامه به مخاطب بگوییم: «احسنت» و این یعنى یک شروع ناموفق.)

۸٫ اگر مخاطبین ما عده اى خواهر و بقیه برادران بودند، از این شیوه براى شروع جدا خوددارى کنیم.

نمونه ها

۱٫ اگر در موقعیت گناه قرار گرفتید چگونه خود را راضى مى کنید که گناه نکنید؟

۲٫ در ساعت دقت کنید. از حرکت عقربه هاى آن، چه نتیجه اى مى گیرید؟

۳٫ اگر روز قیامت یکى از شهدا از ما سؤال کند که تو براى برقرار ماندن دین خدا چه کردى، چه جواب مى دهیم؟

۴٫ اگر شخصى را مى شناسید که به وسیله دوستان و اشخاص ناباب منحرف شده است چه مى کنید؟

۵٫ اگر کسى پشت سر شما یا در حضورتان از شما بد بگوید چه مى کنید؟

۶٫ اگر قرار باشد ویژگیهاى شخصیتى خود را بیان کنید چه مى نویسید؟

۷٫ اگر براى اولین بار جلوى دوربین صدا و سیما قرار بگیرید چه پیامى براى مردم دارید؟

۸٫ اگر شما یک نویسنده بودید، اولین کتابى که مى نوشتید در چه زمینه اى بود؟

۹٫ در برابر عمل ناشایست یک انسان نادان چگونه باید عمل کرد؟

۱۰٫ اگر دوست شما خطایى انجام دهد، شما چگونه او را از اشتباهش آگاه مى کنید؟

۱۱٫ آنگاه که به زمان جنگ با دشمن مى اندیشید، عامل اصلى پیروزى مردم را در چه مى بینید؟

۱۲٫ اگر در بین گروهى قرار گرفتید که هیچ کدام به مسائل دینى اهمیت نمى دهند چه مى کنید؟

۱۳٫ اگر یک دعاى مستجاب داشته باشید از خدا چه مى خواهید؟

۱۴٫ اگر تنهاى تنها در یک بیابان قرار بگیرید چه مى کنید؟

۱۵٫ هدف شما در زندگى چیست و نوع برنامه ریزى شما چگونه است؟

ج ـ شروع با نکات اخلاقى

بیان نکات زیبا و دلنشین اخلاقى در کلاسها و مجالسى که حضور کودکان و نوجوانان در اقلیّت بوده و حضور بزرگسالان در اکثریت است، بهترین شروع براى جمع بین این دو گروه است، به طورى که کودکان و نوجوانان مى فهمند و جوانان و بزرگسالان مى پسندند.

در این قسمت با بیان یک نکته اخلاقى کلاس را شروع مى کنیم. این نوع شروع در موارد زیر مفیدتر است:

۱٫ فرصت خیلى کم بوده و مى خواهیم نتیجه فورى بگیریم.

۲٫ پیشنهاد نموده اند که قبل از برنامه تخصصى یا بیان نکات سنگین علمى، یک نکته بیان شود تا همه استفاده کنند .

۳٫ وقت و فرصت هست ولى هوا مناسب نیست؛ زیاد سرد است یا زیاد گرم.

۴٫ دانش آموزان در موقعیّتى نیستند که بیشتر از پنج دقیقه توان گوش دادن به برنامه ما را داشته باشند. مثلاً در برنامه صبحگاهى روى پا ایستاده اند و یا خود را براى امر مهمترى آماده کرده و حوصله سخن شنیدن ندارند مثل این که لحظاتى دیگر امتحان داشته، یا برنامه دعا یا تلاوت قرآن دارند.

۵٫ هر لحظه احتمال دهیم که این فرصت از دست ما گرفته شود؛ مثل این که همگى منتظر اتوبوس در اردو هستیم و نهایتا گفته مى شود که براى رفع خستگى یک نکته بفرمائید.

۶٫ بنا باشد در کلاس ما نکات اعتقادى و اخلاقى یا سیره عملى ائمه علیهم السلام تدریس شود.

نمونه ها

۱٫ ابن عباس نقل مى کند که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله سوار بر مرکبى از راه مى گذشت، مرا که کودک بودم دید، به اطرافیان فرمود: «این غلام را همردیف من سوار کنید.» وقتى سوار شدم پیامبر صلى الله علیه و آله در حالى که دست خود را به پشت من گذاشته بود فرمود: « یا غُلام خـَفِ اللّهَ یَکْفیکَ »؛

پسرکم از خدا بترس [که ترس از خدا] تو را کافى است.»

۲٫ براى این که اگر در موقعیت گناه قرار گرفتیم بتوانیم خود را حفظ کنیم، شناخت دو عامل کافى است:

عامل اول ـ شناخت گناه: گناه تیر زهرآلود شیطان است. در روایت داریم که: «اَلنَّظَرُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ مِنْ سِهامِ اِبْلیس» ؛ نگاه [آلوده] تیرى زهرآگین از تیرهاى شیطان است.»آیا هیچ انسان عاقلى خود را در معرض تیرهاى زهرآلود و کشنده قرار مى دهد؟

عامل دوم ـ شناخت خدا: خداوند را این گونه بشناسیم که « هُوَ مَعَکُمْ اَیْنَما کُنْتُمْ»؛ «هر کجا باشید خدا با شماست.»، « اِنَّ اللّهَ مَعَنا» ؛ «خدا با ما است.»، « اِنَّ اللّهَ مَعَکُمْ»؛ «خدا با شماست.»، « اَلَمْ یَعْلَمْ بِاَنَّ اللّهَ یَرى» ؛ «آیا نمى داند که خداوند مى بیند؟»

وقتى دعوت حضرت نوح علیه السلام از طرف مردم پذیرفته نشد و اراده خداوند بر این تعلق گرفت که قوم نوح را عذاب کند، به او فرمود: « وَاصْنَعِ الْفُلْکَ بِاَعْیُنِنا» ؛ «[اى نوح!] در مقابل دیدگان ما کشتى بساز.» یعنى اگر مردم تو را به خاطر ساختن کشتى مسخره مى کنند غصّه نخور؛ چون در مقابل دیدگان علم ما کار مى کنى و ما تو را مى بینیم.

۳٫ به امام صادق علیه السلام خبر دادند، که فلانى به شما فحش داده است. امام برخواسته، وضو گرفتند، دو رکعت نماز خواندند و فرمودند: خدایا من از او گذشتم. تو رحیم تر هستى، تو هم از او بگذر.

امام صادق علیه السلام در مسجد الحرام در حال طواف کعبه بودند. یکى از حاجیها عباى امام صادق علیه السلام را محکم گرفت و گفت: کیسه پول من گم شده و ۱۰۰۰ دینار در آن پول بوده و شما برداشته اى. هر چه امام با او صحبت کرد که: شاید کسى دیگر برداشته، شاید در خانه جاگذاشته اى و شاید اشتباه مى کنى، فایده اى نداشت. حضرت فرمودند: حالا که فکر مى کنى من برداشته ام، دنبال من بیا. او را به منزل برد و در یک کیسه ۱۰۰۰ دینار گذاشت و به او تحویل داد. آن شخص همین که وارد منزل خود شد، کیسه پولش را در خانه یافت. فورا خدمت امام صادق علیه السلام آمد، عذرخواهى کرد، کیسه پول را پس داد و گفت: من اشتباه کرده ام. حضرت خطاب به او فرمودند: «ما اهل بیت اگر چیزى را به کسى دادیم دیگر از او پس نمى گیریم.»

د ـ شروع با تشبیهات

یکى از ظریف ترین و در عین حال اثر گذارترین شروعها، استفاده از تشبیهات است. به تجربه ثابت شده است که القاء غیر مستقیم بهتر و زودتر اثر مى گذارد. این هنر سابقه طولانى دارد و در طول تاریخ، اهل ذوق و هنر از این روش براى بیان بهتر مطالب استفاده کرده اند.

اگر چیزى براى کسى ارزش شد ـ اگر چه خلاف ارزش باشد ـ به راحتى نمى شود او را وادار کرد تا دست از ارزشهایش بردارد. در این شیوه خوب و بد، و ارزش و ضدارزش توسط مربى کنار هم گذارده مى شود و حق انتخاب و قضاوت به عهده خود مخاطب است؛ نه این که مربى حکم کند که این کار را به عنوان یک ارزش بپذیر و یا به عنوان ضد ارزش ترک کن.

در القاء غیر مستقیم آنچه کمک زیادى به مربیان عزیز مى کند تشبیهات است. این شیوه جهت شروع غالبا در صورتى مفید است که:

۱٫ مربى با تمرینات و مطالعه تمثیلات توان بکارگیرى به موقع تشبیهات را در خود ایجاد کرده باشد.

۲٫ کاملاً موضوع درس با شروع آن مشابهت و مناسبت داشته باشد.

۳٫ مربى اطلاعات کافى و فراوانى نداشته و در القاء مطالب علمى، خود را ضعیف بداند.

۴٫ مخاطبین افرادى باشند که به هر دلیل از مذهب و دلیلهاى

قرآنى و روائى فاصله گرفته و با اصول اعتقادى خود میانه خوبى نداشته باشند.

۵٫ الگوهاى مخاطبین و فضاى کلاس متمایل به الگوهاى غیر سنتى و علاقمند به الگوهاى غربى شده باشد.

۶٫ متربیان ما غیر کودکان باشند و موضوع مورد تشبیه و درس، از مسائل و مشکلات روز و فعلى آنها باشد.

نمونه ها

۱٫ حجاب، حافظ ارزشها

براى القاء این مطلب که «حجاب حافظ ارزشهاست.» از این تشبیه ها مى توان استفاده کرد:

الف) تا زمانى که سر شیشه عطر بسته است عطر داخل آن هم محفوظ خواهد بود، ولى به محض این که چند ساعتى سرشیشه عطر برداشته شود عطر داخل آن مى پرد و تنها شیشه خالى بدون عطر مى ماند که کسى بدان میلى ندارد. حجاب همانند سر شیشه عطر است که بوى خوش و زیبایى و حلاوت و طراوت خواهرها را حفظ مى کند و با برداشتن حجاب، آن زیبایى و حلاوت از بین مى رود. رمز زیبایى خواهران مسلمان هم همین حجاب است. ([۱])

ب) هر چه ارزشش بیشتر باشد در نگهدارى و حفظ آن بیشتر دقت مى شود. شلغم را که ارزش ندارد روى گارى مى فروشند و قیمت آن دو تا ده تومان است، اما طلا را چون ارزش دارد در حجاب

و پوشش و جعبه قرار مى دهند.

۲٫ حجاب ، عامل آسودگى

براى تبیین این نکته که حجاب عامل آسودگى و راحتى است نه موجب مشقت، مى توان از تشبیه زیر استفاده کرد:

چرا به دور خانه هایتان دیوار مى کشید؟ اگر دربهاى خانه تان چوبى باشد چرا آنها را آهنى مى کنید و اگر دیوارها کوتاه باشد چرا بلند مى کنید؟ آیا این همه براى راحتى شماست یا براى ناراحتى؟ حجاب همچون دیوار خانه و مانند درب آهنین است. حال اگر دیوار خانه هایتان بلند بود و کوتاه کردید، یا درب، بسته بود و باز کردید، آیا این موجب راحتى، آرامش و آسایش شما خواهد بود یا موجب ناآرامى؟ همان طور که دربها، دیوارها و … براى راحتى اهل خانه ها است، حجاب هم براى راحتى و آسودگى بانوان است. اگر اسلام براى زن حجاب آورده براى راحتى و آسودگى او است، نه براى مشقت او. مشقت در بى حجابى و بد حجابى است.

۳٫ انسان و انتخاب راه

براى تبیین اختیار انسان در انتخاب آگاهانه راه سعادت یا شقاوت، مى توان از تشبیه زیر استفاده کرد:

مواد اولیه آفتابه هاى پلاستیکى و مواد اولیه گُل هاى پلاستیکى هر دو یکى است. این مواد را در اختیار دو نفر مى گذارید. یکى با آنها گُل مى سازد. جایش کجاست؟ بهترین جاى مجلس و منزل. و یکى با آنها آفتابه درست مى کند. جایش کجاست؟ بدترین جاى منزل. انسانها مواد اولیه وجودشان یکى است. یکى در این دنیا از مواد اولیه وجود خودش گل مى سازد و امام خمینى قدس سره مى شود. یکى دیگر از همین مواد اولیه صدام مى سازد. قرآن کریم مى فرماید: انسان در انتخاب راه آزاد است. « اِنّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ اِمّا شاکِرا وَ اِمّا کَفُورا» . اما این را هم باید بدانیم که از وجود خودمان هر آنچه ساختیم، با دست خودمان جایگاه خود را در این دنیا و آخرت انتخاب کرده ایم.

ه ـ شروع با همخوانى سوره

بهترین وسیله براى ایجاد آرامش روحى در کودکان و نوجوانان همخوانى آیه یا سوره اى کوتاه از قرآن کریم با صداى بلند است. بلند خواندن باعث صفاى دل و زدوده شدن ناراحتیها مى شود. از پیامبر بزرگ اسلام صلى الله علیه و آله سؤال کردند: یا رسول اللّه! چرا بهتر است صلوات را بلند بفرستیم؟ حضرت فرمودند: هر گاه دسته اى از مسلمانان شعار و جمله اى را با هم با صداى بلند ادا کنند، در آن لحظه از توجه به خود خارج شده، و اگر ناراحتى یا کدورت و حسادتى از یکدیگر داشته باشند، در آن لحظه فراموش مى کنند و هر چه صداى این شعار بلندتر باشد، صفا و محبت و وحدت در دلها بیشتر مى شود.

روش شروع با همخوانى آیه یا سوره اى کوتاه از قرآن در هر حال خوب است، ولى در موارد زیر مفیدتر است:

۱٫ کلاس حالت آشفته اى دارد و قبل از شروع برنامه، سر و صدا زیاد است و حاضران صحبت مى کنند.

۲٫ موضوع کلاس جنبه قرآنى دارد. (مانند: قرائت، تجوید، توضیح و تفسیر یا علوم و معارف قرآنى)

۳٫ اجراء کلاس در مسجد یا محل مقدس دیگرى است.

۴٫ کلاس یا اجراى ما با صبحگاه همراه است.

۵٫ خود مجرى و مربى از صوتى دلنشین برخوردار است. در این صورت بهتر است مربى به صورت تکخوان بخواند و شاگردان تکرار کنند؟

۶٫ کلاس براى خواهران است و عنایت دارند که با قرآن شروع شود.

نمونه ها

۱٫ بعد از خواندن سوره والعصر، فرمول آن را در یک جمله کوتاه روى تخته مى نویسیم و یا شفاها بیان مى کنیم. فرمول سوره والعصر چنین است:

ایمان + عمل صالح + سفارش به حق + سفارش و توصیه به صبر = سعادت

۲٫ با ضبط صوت و نوار سه بار تکرار، سوره اى کوتاه را به صورت ترتیل با هم بخوانند و مربى نکته ها و پیامهاى آن را بیان کند.

و ـ شروع با سلام و احوالپرسى

یکى از مؤثرترین و در دسترس ترین ابزارهاى ارتباط با قشر کودک، نوجوان و جوان، روش احوالپرسى فردى یا گروهى است. اگر این شیوه به صورت مطلوب اجرا شود از کارائى بالایى برخوردار است و بهترین روش براى شروع و خوش درخشیدن مربى در ذهن کودکان و نوجوانان مى باشد.

انواع و اقسام احوالپرسى و سلام بستگى به روحیات مختلف و متفاوت مربیان (روحانى یا غیر روحانى، خواهر یا برادر) دارد که هر کس با هنر ذاتى که خداوند در وجود او به ودیعه گذاشته است، از این روش شروع استفاده مى کند.

این نوع شروع در صورتى مفید است که:

۱٫ اولین کلاس یا جلسه مربى در این مکان و با این گروه باشد.

۲٫ مدتى از جلسات قبل گذشته باشد.

۳٫ از مربى خواسته باشند خود را معرفى کند و کمى درباره روحیات و روش کارى خود توضیح دهد.

۴٫ سن مخاطبین کم بوده و در بین آنها حضور بزرگسالان در اقلیت باشد. در غیر این صورت بعد از کسب اجازه از بزرگترها، با کودکان احوالپرسى مى کنیم.

ز ـ شروع با بیان نعمتها و پیام اعضاء

در این نوع از شروع، کلاس را با بیان نعمتهاى «محسوس» و قابل دسترس و دید شروع مى کنیم. این روش غالبا در صورتى مفید است که:

۱٫ سن مخاطبین کم و تعداد آنها خیلى زیاد باشد.

۲٫ تخته و سایر ابزارهاى کمک آموزشى وجود نداشته باشد.

۳٫ فضاى اجراى برنامه باز باشد.

۴٫ توان استفاده از آنچه به عنوان نعمت در دسترس مربى است، وجود داشته باشد مثل گلدان، هوا، آب، نور و…

۵٫ امکان بردن یکى از نعمتهاى الهى به سر کلاس و صحبت کردن

در مورد آن وجود داشته باشد.

۶٫ امکان دیدن و رسیدن صدا به همه وجود داشته باشد.

۷٫ موضوع کلاس بیان حقوق اعضاء و پیام اعضاء بدن باشد. (آنگونه که امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق فرموده اند؛ مانند: حقوق قلب، چشم، دست و… .)

نمونه ها

۱٫ نعمت چشم

اگر ساختمانى را فرض کنیم که تمامى شخصیتهاى سیاسى دنیا در آن جمع شده اند، جهت محافظت از آنها در قسمتهاى مختلف این ساختمان، اعم از داخل سالنهاى ساختمان، درب ورودى ساختمان، پشت پنجره ها و دربهاى روى پشت بام، محافظ مى گذارند و آسمان منطقه اى که این ساختمان در آن واقع شده توسط هواپیما محافظت مى شود. چرا؟ چون این افراد بزرگترین شخصیتهاى کشورهاى جهان بوده و آدمهاى مهمى هستند.

چشم انسان هم مهم است، از این رو خداوند براى آن محافظهاى متعددى قرار داده است.

الف: محافظ داخل ساختمان چشم؛ «اشک»، که توسط لوله فاضلابى دائما اشک چشم در حال عوض شدن است.

ب: محافظ درب چشم؛ «مژه ها»، که چشم را از گرد و غبار محافظت مى کنند.

ج: محافظ پشت درب چشم؛ «پلکها»، که چشم را از گرما و سرما محافظت مى کنند.

د: محافظ روى پشت بام ساختمان چشم؛ «ابروها»، که عرقهاى پیشانى را به دو طرف صورت هدایت مى کنند.

ه: «خطوط پیشانى»، که محافظان آسمان چشم مى باشند و از داخل شدن عرقهاى سر ـ که سموم دفع شده بدن هستند ـ به داخل چشم جلوگیرى مى کنند.

به این نکته توجه کنید: اگر وارد خانه خود شدید و مشاهده نمودید که بسته اى کادو شده و روى آن نوشته شده: «تقدیم به شما.» اولین سؤالى که به ذهن مى آید چیست؟ چرا؟

لحظه اى همگى چشمهاى خود را ببندید، این چشمان بسته شما هدیه اى کادو شده از طرف خداوند است. حالا این کادو را باز کنید. به نظر شما ارزش آن چقدر است؟ به بزرگى همه دنیا. چرا؟ چون همه دنیا را با آن مى بینیم.

به نظر شما ما در برابر خدایى که چنین نعمتى را به ما هدیه کرده چه وظیفه اى داریم؟

امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق خود مى فرماید:

«حق چشم تو این است که از هر آنچه بر تو روا نیست دیده فرو بندى و آن را در مقامى پست فرو نیفکنى جز در آن هنگام که بتوانى از چیزى عبرت اندوزى یا دانش کسب کنى. به درستى که چشم دریچه عبرت آموزى است.»

۲٫ نعمت دهان و زبان

آیا مى دانید اگر دهان نداشتیم چه مى کردیم؟ چگونه با هم صحبت مى کردیم؟ یک دقیقه با دهان بسته زندگى کنید. حالا اگر زبان نداشتیم چه مى کردیم؟ مزه غذاها و میوه ها را چگونه مى چشیدیم؟ دستگاه خلقت آن را در نظر بگیرید. چگونه زیر دندان له نمى شود؟ تنها عضوى است که کمتر دچار درد و بیمارى مى شود. ما در برابر این نعمت بزرگ الهى چه وظیفه اى داریم؟

۳٫ نعمت بدن

هر آنچه در اداره یک کشور وجود دارد، در کشور پهناور بدن ما نیز موجود است.

مغز انسان اداره اطلاعات، چشم و زبان اداره صدا و سیما، دستها و بازوان اداره کار و امور اجتماعى، شکم اداره بسیج اقتصادى، پاها اداره راه و ترابرى و انگشت شصت اداره آموزش و پرورش بدن است.

راستى مى دانید که اگر همه انسانها این نعمت انگشت شصت را نداشتند نصف کارهایشان را به سختى انجام مى دادند و نیمى از کارها تعطیل مى شد؟ اگر انگشت شصت نبود، بندکفش را به راحتى بازو بسته نمى کردیم، چوب کبریت را نمى توانستیم بگیریم، جعبه کبریت به راحتى در دست ما نگه داشته نمى شد و استفاده از قلم و گچ برایمان مشکل بود. حالا شما بفرمایید ما در برابر این نعمت بزرگ چه وظیفه اى داریم؟

ح ـ شروع با خواندن شعر

مربیان محترم براى تکمیل موفقیت در راه رسیدن به هدف اصلى خود که قرب الهى، رشد و کمال معنوى و جذب نونهالان و کودکان و نوجوانان مسلمان به اسلام و معارف اسلامى است، نیاز به ابزارهاى جذاب، گیرا و مناسب با فضاى کودکان، نوجوانان و جوانان دارند.

شعر و سرود ـ که وسیله است نه هدف ـ یکى از عوامل و روشهاى مؤثر در نشر معارف الهى و تعلیم و تربیت مى باشد. دلنشینى کلام در شعر و جاذبه شگفت انگیز آن، دل و جان کودکان و نوجوانان را تسخیر مى کند. در استفاده از شعر براى شروع حتما باید براى هر قطعه شعرى که خوانده مى شود سؤالى را قبل از آن طرح نمود تا بعد از قرائت شعر، مخاطبان به آن سؤال پاسخ دهند.

خواندن شعر در شروعها در صورتى مفیدتر است که:

۱٫ در همان لحظه اول احساس شود که شاگردان خسته هستند. در این صورت براى رفع خستگى آنها از شعر استفاده مى شود.

۲٫ ساعت آخر یا بعد از دو یا سه کلاس مختلف، مخاطبین یک ساعت در اختیار ما هستند.

۳٫ مى خواهیم هوش و استعداد مخاطبان را بسنجیم نه معلومات آنها را. (میزان معلومات را مى توان با شروع از طریق پرسشها سنجید.)

۴٫ از برنامه هاى روحانى یا مربى قرآن و معارف یک حالت خشکى و بى روحى در ذهن مخاطبان نقش بسته باشد. (این اطلاعات را از مربیان آنها قبل از شروع کلاس به دست مى آوریم.)

نمونه ها

۱٫ این سؤال قبل از خواندن شعر چند بار تکرار مى شود: «در این شعر چند بار اسم گل و غنچه آمده است؟

این سؤال هوشى است و مراد ما اسم گل و غنچه است که یک «گل یاس» و یک «غنچه» آمده است و حال آن که اکثر آنها فکر مى کنند ما

کلمه گل را مى گوییم. لذا ممکن است تا ۲۶ گل هم بگویند. این نمونه شعرها براى نوجوانان و جوانان در سن راهنمایى و دبیرستان خوب است و جواب صحیح یک گل و یک غنچه مى باشد.

گل زهرائى

  • گل احمد گل خوشبوى زهراستبه چشم دل فقط این غنچه زیباست
  • همه گویند این گل همچو یاس استدلم گوید که حرفى بى اساس است
  • گل زهرا گل تنهاى تنهاستگل زهرا ز عالمهاى بالاست
  • گل زهرا گل کوثر نشان استگل زهرا گل هفت آسمان است
  • گل زهرا نشان از طور داردبه سینه عالمى از نور دارد
  • گل زهرا گل الله سرشت استگل زهرا گل باغ بهشت است
  • گل زهرا گل سوز و گداز استگل زهرا گل عطر نماز است
  • گل زهرا ندا داده کمالشدلا بنگر همه محو جمالش
  • گل زهرا گل ایثار و جود استگل زهرا گل صورت کبود است
  • گل زهرا گل زرد است و نیلىنشان دارد ز شلاق و ز سیلى
  • بسوزم از برایت اى گل زردکه زینب مانده بود و گریه مى کرد

در صورتى که این شعر را قبلاً خوانده باشید و مخاطبان جواب را بدانند، مى توانید بیت زیر را به اول آن اضافه کنید که در این صورت جواب سؤال شما، ۱۰۲ غنچه و یک گل یاس مى شود.

  • گل به گل چینم و تعریف کنم کوى تو راصد و یک غنچه بچینم ندهد بوى تو را

۲٫ قبل از خواندن شعر سؤال شود: «چند اصطلاح ورزشى در شعرى که خواهیم خواند به کار برده شده است؟» یا بعد از خواندن شعر سؤال مى کنیم: «چند بار کلمه توپ در شعر آمده بود؟»

این شعر ویژه نوجوانان دوره ابتدایى و راهنمایى و به خصوص پسرها است.

  • خواهى نخورى ز «تیم» ابلیس شکستباید به «دفاع» از دل و دیده نشست
  • چون «شوت» شود به سوى دل «توپ» گناهدروازه» دل به روى آن باید بست
  • بر دامن گل دست توسّل نزدیماز حرف به «میدان» عمل «پُل» نزدیم
  • افسوس که فرصت به تماشا بگذشتصد «گیم» تمام گشت ما «گُل» نزدیم
  • بگذشت زمان و دست به کارى نزدیمبر گردن لحظه ها مهارى نزدیم
  • صد «توپ» زدى تمام را کردى «اُوْتْ »صد «پاس» گرفته «آبشارى» نزدیم