خانه » ادبیات » لطیفه » ۱۹۸لطیفه حلال
20111218105712945 16

۱۹۸لطیفه حلال

20111218105712945 16

۱٫ فریدون دوان دوان با خوشحالی به مادر گفت: ۲۰ گرفتم. مادر با شادی بوسیدش و گفت: آفرین از چه درسی؟ ۸ از حساب و ۷ از املا و ۵ از انشا. جمعا می شود ۲۰٫

۲٫ یزدگرد سوم را چه کسی کشت؟ با گریه: آقاما نکشتیم.

۳٫ صفر بی ارزش: پس لطفا یک صفر جلوی این ۲ بگذارید.

۴٫ هندوستان کجاست؟ آقا هر چی گم می شود از ما می پرسید.

۵٫ بگو ببینم بوش، کارتر و بن چه جنایاتی مرتکب شده اند؟ آقا ما پشت سر مرده حرف نمی زنیم.

۶٫ صدام با خودش قول داد هر کار خطایی کرد یک نقطه روی بدنش بگذارد تا شب نشده پلنگ شد.

۷٫ فایده گاو: هر وقت اشتباه کردیم نام او را روی ما می گذارند.

۸٫ ( بچه کارمند ) می توانی بگویی بلندترین روزهای سال کدامند؟ طبق نظر پدرم ۱۵ و آخر هر برج.

۹٫ ( وقت اخراج ) مدرسه قبلی ات ازت راضی بودند؟ بله. وقت رفتنم بین معلمان و شاگردان شرینی پخش می کردند.

۱۰٫ باور کردنی نیست که یک نفر این همه غلط داشته باشد! شاگرد با غرور و خوشحالی گفت: کار یک نفر نبود مادر و پدرم هم کمک کردند.

۱۱٫ ( ستاره شناسی ) مشتری را چگونه می شناسیم؟ آقا از فروشنده بپرسید.

۱۲٫ شاه سلطان حسین چگونه بر تخت نشست؟ چهارزانو

۱۳٫ طولانی ترین جنگ: جنگ مالک و مستاجر. 

۱۴٫ جعبه کمک های اولیه: پنبه، پماد سوختنی، کافور، نار چسب، کافور چرا؟ آهان کافور برای جعبه کمک های اولیه.

۱۵٫ چرا پر کردن نمک دان اینقدر طول کشید؟ چون سوراخ های آن خیلی تنگ بود.

۱۶٫ علم ثابت کرد شکر در آب حل می شود پس هیچ رقت زیر باران نرو چون شیرین ترین دوستم را از دست می دهم.

۱۷٫ یک پیرزن اکس می خوره می گه: من کوکب ۱۴ سال دارم.

۱۸٫ یک گنجشک اکس می خوره به جای جیک جیک می گه جیکس جیکس

۱۹٫ یک نفر از سکوت خوشش می یاد میره نوار خالی می خره.

۲۰٫ تو از حبس ابد می ترسی یا از اعدام؟از زنم و زنمم از سوسک.

۲۱٫ یک نفر سنگ می زنه میگ: آقا الان صدای من پخش می شه؟ می گن: بله. میگه: حتی توی نانوایی. می گن: بله. می گه: خب بهرام نون نخر مامانت خریده.

۲۲٫ گرگه رفت در خونه شنگول و منگول: منم مادرتون زود باشین درو باز کنید! دروغ نگو تو مادر ما نیستی ما آیفون تصویری داریم دیدیم که گرگی.

۲۳٫ سوسک با دوستش در بیمارستان بود، خدا بد نده چی شده؟ چیر مهمی نیست مادرمو با لنگه کفش زدند.

۲۴٫ با لجن جمله بساز: همه با من لجن.

۲۵٫ این پازل را بعد از ۲ سال حل کردم. رو جعبه اش نوشته بود ۷ تا ۱۰ سال.

۲۶٫ با صدام جمله بساز: داشتم با تلفن صحبت می کردم یک هو صدام قطع شد.

۲۷٫  همه چیزای خوب خانوم ها هستند خورشید خانم – پروانه خانم – مهتاب خانم – همه بدا مردها هستند آقا گرگه – آقادزده –

۲۸٫ چرا سی دی هایت اینقدر خش دارند؟ آخه آهنگ های مورد علاقه ام را با سوزن علامتگذاری کردم.

۲۹٫ چوپونه با گوسفندها لجبازی می کنه میره چمن ها رو می زنه.

۳۰٫ یه گاو سرما می خوره به جای شیر بستنی می ده.

۳۱٫   پسرم همیشه سعی کن روی پای خودت وایسی! واسه چی؟ پدر: برای اینکه الان روی پای من ایستادی.

۳۲٫ عروس میره گل می چینه شهرداری میگیرتش.

۳۳٫ چرا قرصهایت را سر وقت نمی خوری؟ می خواهم میکروب ها را غافلگیر کنم.

۳۴٫ هزارپا میره خواستگاری مورچه، مورچه با فیس و إفاده می گه: من حوصله شستن این همه جوراب را ندارم.

۳۵٫ سوسکه با مادرش قهر می کنه، میره کنار دمپایی می خوابه.

۳۶٫ تمساح میره گدایی میگه: به من مارمولک بدبخت کمک کنید.

۳۷٫ میل دارید عکسهایتان را چه جوری بگیرم؟ مجّانی بگیر.

۳۸٫ فواید پیام بازرگانی چیست؟ وسطش فیلم پخش می کنند.

۳۹٫ چرا شلوارت تا زانو اتو شده؟ چون سیم اتو کوتاه بود.

۴۰٫ من ۲تا کیک در یخچال گذاشته بودم ولی فقط یکی مونده چرا؟ چون اون یکی را ندیدم.

۴۱٫ یکبار کچل رفت سلمونی همه خندیدند گفت: چیه! اومدم آب بخورم.

۴۲٫ حلزون هم خونه داره هم ماشین! پس بهش زن می دن.

۴۳٫ شنیدم زانتیا داری! از ایدز و سرطان که بهتره.

۴۴٫ شنیدی رئیس قبرستان را گفتند؟! چرا؟ چون سؤالات شب اول قبر را لو داده.

۴۵٫ یکی زنگ می زنه هواشناسی می گه: آقا دست شم درد نکنه بابت هوای خوبی که دیروز فرستادید.

۴۶٫ یکی میره ورزش صبحگاهی می بینه شلوغه برمیگرده.

۴۷٫ داوود سرشو داخل جوی آب می کنه. میگن چرا؟ میچه: می خواهم دز جریان باشم.

۴۸٫ مغازه پدرش آتیش می گیره، روی مغازه پدرش می نویسد: این مغازه به علت پدرسوختگی تعطیل است.

۴۹٫ فرق تفنگ و عینک: عینک را می زنند و می بینند ولی تفنگ را اول می بینند بعد می زنند.

۵۰٫ ژاپنی به گوساله میگه: نی نی گاو!

۵۱٫ فایده دندان کرسی چیست؟ ما را در زمستان گرم می کند.

۵۲٫ یارو میره مکه، توی مراسم که باید به شیطون سنگ بزنه یهو سنگش تموم می شه. برای اینکه کم نیاره فُحش می ده.

۵۳٫ با هواپیما میاد تهران، توی فرودگاه به رفیقش میگه اگه می دونستم اینقدر نزدیکه پیاده می اومدم.

۵۴٫ با شمشمیر جمله بساز: فدات شدم شیر می خوای.

۵۵٫ با زیرشلواری چرا بیرون اومدی؟ آخه شهر ما خانه مامان.

۵۶٫ دختربچه ای برای داداشش لالایی می خونه، بعد از نیم ساعت بچه می گه: خواهر ساکت شو می خوام بخوابم.

۵۷٫ میره لباس فروشی می گه: آقا شلوار نخی دارید! بله. قوبوت دو نخ بده!

۵۸٫ به یکی می گن: چرا اینقدر خالی بندی؟ دو تا از انگشتاشو نشون می ده می گه به این پنج دلیل.

۵۹٫ آقای دکتر مشکل من اینه که کسی من را تحویل نمی گیرد.دکتر می گه: لطفاً بیمار بعدی.

۶۰٫ چه کبک زیبایی شکارش کنم!  نه، این که کلاغه! نه، دیروز داداشش رو زدم امروز لباس سیاه پوشیده. 

۶۱٫ عزیزم مگه زبان نداری که دستت را دراز می کنی وسط سفره، زبان درم. زبانم وسط سفره نمی رسه.

۶۲٫ یارو یک سکه می اندازه هوا، شیر میاد فرار می کنه.

۶۳٫ فایده این پل چیه؟ کشتی ها از زیرش رد میشن.

۶۴٫ گدا: بی زحمت ۴۰۰۰ تومان بده ناهار بخورم. من خودم هم ناهار خوردم پس ۸۰۰۰ تومان بده میهمان من باش.

۶۵٫ ادعای پیامبری می کنه! پس کتابت کو؟! هنوز چاپ نشده فعلاً جزوه بنویسید.

۶۶٫ با ابریشم جمله بساز: هوا، ابری شم خوبه.

۶۷٫ دو نفر بیرون سوراخ لایه اوزن را می دوزند خوشان اون ور می مونند.

۶۸٫ دانشمندان، دستگاه گاو سنج می سازند از یک آمریکایی و اسراییلی و انگلیسی دعوت می کنند. دستگاه را امتحان می کنند انگلیسیه ۵۰ درصد گاو، آمریکایی ۹۵ درصد گاو، به اسرائیلی که می رسه دستگاه می گه: صد رحمت به گاو.

۶۹٫ بنفش چه رنگیه؟ قرمز را دیدی! آبیش.

۷۰٫ جلوی پمپ بنزین سیگار نکش! من جلوی بابام هم سیگار می کشم.

۷۱٫ چندتا حیوان نام ببر که پرواز کنه: کبوتر، کلاغ، گاو. گاو که پرواز نمی کنه؟یهو دیدی پرواز کرد!

۷۲٫ یکی خوابش سنگینه، تختش شکست.

۷۳٫ به یکی عکس گودزیلا نشون می دن میگن شما به این چی می گی؟ گفت: من غلط می کنم به این چیزی بگم.

۷۴٫ ( طلبکار ) بابات کی میاد! وقتی شما برید.

۷۵٫ هزارپا از صبح که کفشهاشو می پوشه به ۹۹۹ می رسه. شب شده باید آن ها را در بیاره.

۷۶٫ به کسی که نمره تک می آورد می گویند: تک آور.

۷۷٫ دخترت را به چه کسی شوهر دادی؟ غریبه نیست دامادمونه.

۷۸٫ چند سالته؟ ۱۵ سال. وای بر تو! چقدر عقبی! همسالانت الآن ۲۵ سال دارند.

۷۹٫ ( یادآوری ) می دانی من مدتی است  شروع کردم به نوشتن خاطراتم. راستی به آن جایی که من به تو ۱۰ هزار تومان قرض دادم رسیدی؟

۸۰٫ ( دادگاه ) قاضی: هر کس حرف میزنه از دادگاه بیرون می کنم. دزد: آقای قاضی ما حرف زدیم ما را بیرون کن.

۸۱٫ با تکراری فیلم بساز – دیشب تلویزیون فیلم سینمایی داشت.

۸۲٫ مخالف پیروزی آقا استقلال

۸۳٫ حسابرسی: زنگ حساب کجا بودی؟ داشتیم حساب فریدون را می رسیدیم.

۸۴٫ مهمان از پسر صاحب خانه پرسید: شام کی میخوریم؟ هر وقت شما رفتید.

۸۵٫ گارسون: تو همون نیستی که برای من رفتی غذا بیاوری از چند دقیقه پیش! ماشاءالله چقدر بزرگ شدی.

۸۶٫ یک نفر میره وام بگیره، ضامن نداشت منفجر شد.

۸۷٫ جویای کار: حقوق چقدر است؟ ماهی ۲۰۰ هزار تومان بعداً بیشتر می شود. پس من میروم بعداً می آیم.

۸۸٫ مورچه به فیل گفت: یک دقیقه پات بلند کن. فیل: چرا! مورچه: برای اینکه ببینم دمپایی من را نپوشیدی!

۸۹٫ جهانگرد یعنی پولدار بیکار.

۹۰٫ هزارپا از درخت به زمین افتاد گفت: پام پام پام پام پام پام پام

۹۱٫ مهران کجا به دنیا اومدی؟ – بیمارستان. – مگر مریض بودی؟

۹۲٫ گنجشک با موتوری تصادف می کنه بیهوش میشه. وقتی به هوش میاد توی قفسه میگه چه خاکی به سرم شد. وای دیدی متوریه مرد!

۹۳٫ چرا تعداد دو قلوها زیاد شده؟ چون کسی جرأت نمی کنه تنهایی پا به این دنیای وحشتناک بگذارد.

۹۴٫ مار، تخم می کنه یا بچه می زاید؟ دومی. از این دُم بریده هر چی بگی برمیاد.

۹۵٫ در کافی شاپ اولی به گارسون گفت: من کوکاکولا می خورم. دومی گفت: من پپسی کولا می خورم. سومی برای اینکه کم نیاورد، گفت: من دراکولا می خورم.

۹۶٫ چرا به مرغ بیچاره آب جوش می دهی؟ میخوام برام تخم مرغ آبپز بگذارد.

۹۷٫ پسری از بالای درخت افتاد گفت: خوب شد نمردم وگرنه بابام منو میکشت.

۹۸٫ کمبوجیه چطور پادشاهی بود؟ پادشاه بدی بودچون همیشه از کمبود بودجه شکایت می کرد.

۹۹٫ از اقدامات شاه اسماعیل چه بود؟ هی چیزی نبود فقط چند صفحه تاریخ به کتاب تاریخ ما اضافه کرد.

۱۰۰٫  اگه توی ماشین به جای بنزین، ماست بریزیم چه می شود؟ چیزی نمی شود. به جای بوق بوق میگه دوغ دوغ.

۱۰۱٫  چرا می گویند زبان مادری، نمی گویند زبان پدری؟ چون مادر در خانه به پدر مجال حرف زدن نمی دهد.

۱۰۲٫ مردی برای پرسیدن اوضاع درسی پسرش به مدرسه رفت به مدیر گفت: شما نیم ساعت دیر اومدی. مدیر گفت: چون فرزندتان نیم ساعت پیش برای تشیع جنازه شما اجازه گرفت.

۱۰۳٫  زن در مشاجره با همسرش گفت من دارم میرم. مرد اعتنا نکرد. گفت میرم با مادرم برمیگردم. مرد گفت: آخه عزیزم ای پرستوی عاشق، من که چیزی نگفتم.

۱۰۴٫  شخصی برای دزدی به خانه ای رفت. هر چه گشت چیزی نیافت. صاحب خانه گفت: نگرد چیزی که تو شب دنبالش می گردی ما در طول روز پیدا نکردیم.

۱۰۵٫  – محل تولد – کودک به مادر گفت: شما کجا به دنیا اومدی؟ – یزد. پدرم کجا؟ – چابهار. خود من کجا؟ – زابل. پس ما چه طوری همدیگر را پیدا کردیم.

۱۰۶٫  مامان! همسایه بغلی خیلی گداست. – چرا؟ چون بچه اش یک ۵ ریالی قورت داده مامانش هی تو سرش می زنه.

۱۰۷٫  زن: صادقانه بگویید شما قبلاً ازدواج نکردید! مرد: به جون بچه ام نه.

۱۰۸٫  چرا این کُتلت اینقدر بدمزّه است؟ چون سوخت، من هم بهش پماد سوختگی زدم.

۱۰۹٫  شاعر در مجلسی شعری از حافظ را به نام خود خواند. گفتند از حافظ است. گفت: حافظ از من دزدیده است.

۱۱۰٫  بچه ای به کتاب فروشی رفت. آقا یک تقویم می خواهم. چه نوع؟ از نوعی که تعطیلی زیاد داشته باشد.

۱۱۱٫  دارم برای خودم نامه می نویسم. چی نوشتی؟ – هنوز به دستم نرسیده.

۱۱۲٫  چرا موهات را با شامپو بدون آب می شوری؟ چون روش نوشته برای موهای خشک.

۱۱۳٫  صدا چه می کنی؟ کنار آب دریا میخوام خودکُشی کنم. معطل چی هستی؟ آخه میترسم آب سرد باشه، سرما بخورم.

۱۱۴٫  چه شاهتی میان صفر دماسنج و ورقه امتحانی است؟ هر کدم صفرشان تن آدم را می لرزاند.

۱۱۵٫  رنگت پریده؟! – به خاطر سوال ها بود نه به خاطر جواب هایی که دادم.

۱۱۶٫  یکی پشت بام خانه اش را آسفالت می کنه، آسفالت زیاد میاره سرعت گیر درست می کنه.

۱۱۷٫  گنجشکه با فیله دعوا می کرد. فیل با خرطوم زد به گنجشکه، تمام پرهاش ریخت. گنجشک گفت: کجاشو دیدی تازه لباسمو در آوردم.

۱۱۸٫  آیا هرگز به فکرت رسیده با میخ از سوراخ قلکت پول در بیاری؟ – نه ولی از راهنمایت متشکرم.

۱۱۹٫  ساده لوحی با زنش دعوا می کرد. زن گفت: گیر عجب مرد ساده ای افتادم. مرد گفت: خودت گیر عجب مرد ساده ای افتادی.

۱۲۰٫  در بهشت زن نیست. – چرا؟ چون شما گفتید در بهشت سکوت لذت بخش حاکم است.

۱۲۱٫  من اومدم خودم را بیمه کنم. کارمند بیمه: درمقابل چه حوادثی؟ حوادث حاصل از کتک های زنم.

۱۲۲٫  ببینم طلا بیشتر در کجا یافت میشه؟ اگر می دونستم الآن اینجا نبودم.

۱۲۳٫  آقا بلیط بده بعد برو تو. نمیدهم، اگر آدم بودی اون یکی را که دیروز دادم پاره نمی کردی!

۱۲۴٫  انگلیسی گربه؛ کت. جای گربه؛ جاکت. پای گربه؛ پاکت. بچه گربه؛ نیم کت.

۱۲۵٫  مورچه با فیل ازدواج می کنه. یک روز دعواشون میشه. فیل خواست مورچه را له کنه. مورچه گفت: به بچه فیل داخل شکمم، رحم کن.

۱۲۶٫  تا کی میخوای در رفتن به مدرسه لجبازی کنی؟ تا آخر خرداد.

۱۲۷٫  ساده لوحی اسبش را گم کرد. به هر کسی میرسید می گفت: آقا! شما اسبی ندیده اید که من همراهش باشم.

۱۲۸٫  آقا صفر ارزش داره؟ نه پسرم. پس یک صفر بی ارزش کنار ۲ بذار.

۱۲۹٫  حسن تو چرا درس نمی خونی؟ از غلامحسین که همیشه شاگرد اول هست چی کم داری؟ گفت: معلومه. یک غلام کم دارم.

۱۳۰٫  قدرت من الآن هم که پیر شدم با جوانی فرق نکرده. – از کجا می دونی؟ چون در خانه ما سنگ بزرگی است که در جوانی نتونستم تکانش بدهم و الآ هم که پیر شدم نمی توانم.

۱۳۱٫  تو چقدر کثیفی. چند وقته حمام نرفتی؟ از وقتی که معلم تاریخ گفت: امیرکبیر را در حمام کشتند.

۱۳۲٫  مرغی عکس تخم مرغ را قاب کرده بود به دیوار زده بود. دوستش پرسید: این چیه؟ گفت: عکس بچگی من هست.

۱۳۳٫  معلم فیزیک: الآن سکه ۵۰۰ ریال را داخل اسید کلریدریک می اندازم آیا حل میشود:  نه. چرا؟ چون آقا اگر حل می شد شما اون داخل اسید نمی انداختید.

۱۳۴٫  چند کلاس درس خوندی؟ کلاس اول رفتم پدرم مُرد. کلاس دوم مادر مرد. ترسیدم کلاس سوم را بخوانم خودم بمیرم.

۱۳۵٫  فرق تفنگ و مسلسل چیست؟ تفنگ حرف زدن پدرم هست و مسلسل حرف زدن مادر.

۱۳۶٫  آقا یک نصف قرص سردرد بدید. چرا؟ چون نصف سرم درد می کنه.

۱۳۷٫  اگر من ۲۰ سکه داشته باشم و یک سوم اون را به تو بدهم چی واسه خودم می مونه. تشکر صمیمانه.

۱۳۸٫  پزشک از بچه پرسید: از چی احساس ناراحتی می کنی. بچه گفت: دکتر جون از مدرسه.

۱۳۹٫  بوش به وزیر بهداری عراق میگه: خیلی ها نتونستند من را بشناسند. چطور شما ظرف چند روز من را شناختید؟ گفت: قربان! رشته من جانو شناسی است.

۱۴۰٫  بچه گمشده بود به پلیس می گه: آقا شما یک خانم بدون من ندیدید!

۱۴۱٫  معلم: کی میدونه گاو چندتا استخوان داره؟ آقا اجازه! قصّاب سر کوچه ما میدونه.

۱۴۲٫  دزدی در باغ ملانصرالدین آمد، چه می کنی؟ نردبان میفروشم. در باغ نردبان خودم هست، هرکجا دلم می خواهد می فروشم.

۱۴۳٫  کارنامه ات را چرا روی بخاری گذاشتی؟ چون میخوام نمره هایم بالای صفر بیاید.

۱۴۴٫  تا حالا ساندویچ خوردی؟ بله، همون که آخرش مزّه کاغذ میده!

۱۴۵٫  آدیس بابا، مؤنث یا مذکر؟ مذکره، چون اگرمؤنث بود بهش میگفتند آدیس آننه.

۱۴۶٫  بازرس از دزد می پرسه چرا بدون اجازه وارد شدی؟ چون هرچی صبر کردم دعوتم نکرد.

۱۴۷٫  خواستگار: من در دنیا نه بابا دارم نه مادر نه برادر نه خواهر فقط یه زن و بچه دارم.

۱۴۸٫  این مریض را چطور بیهوش کردی؟ هزینه جراحی را آرام زیر گوشش گفتم بیهوش شد.

۱۴۹٫ اگر کسی بنزین بخورد، آنقدر سرعتش زیاد می شود  که در عرض چند دقیقه به آن دنیا می رود.

۱۵۰٫  زندگی تا کی ادامه داره؟ تا وقتی که بهشت و جهنم پر شود.

۱۵۱٫  چند سال داری؟ ۳۵ سال. ده سال قبل هم که همین را گفتی! حرف مرد یکی هست.

۱۵۲٫  طبل بخر! مزاحم همسایه ها می شوی. قول می دهم وقتی بزنم که همسایه ها خوابند.

۱۵۳٫  چرا به این زودی برای پسرت زن گرفتی! گرفتم که بزرگ شود عاقل شود. اگر عاقلتر شود که زن نمی گیرد.

۱۵۴٫  همه ی شب ها بیدارم. نه عاشقم و نه بیمار. پس دزدی!

۱۵۵٫  مورچه گردن فیل را گرفت. همه گفتند: مورچه خفه اش کن زودی چپش کن.

۱۵۶٫  رفتم ساحل تا ماهی بگیرم! با تور یا قلّات؟ – با اسکناس.

۱۵۷٫  محمدخان قاجار چه کرد؟ هیچ کار، فقط یک سال من را مردود کرد.

۱۵۸٫  فکر کنم نمی بایستی به من صفر میدادی! حق با شماست ولی چه کنم که کمتر از صفر نداریم.

۱۵۹٫  چرا خدا مرد را قبل از زن آفرید؟ برای اینکه فرصت داشته باشه چند دقیقه حرف بزنه.

۱۶۰٫  بچه اش را انداخت بالا، یادش رفت بگیرتش.

۱۶۱٫  دست و پات شکسته! چون از مرحله پرت شدم.

۱۶۲٫  نوشابه گرم بود، با نعلبکی خورد.

۱۶۳٫  شما اهل مطالعه اید؟ نخیر، من اهل ایرانم.

۱۶۴٫  پادشاهی به عابدی گفت: یاد من هم میکنی! هر وقت خدا را فراموش کنم، از شما یاد میکنم.

۱۶۵٫  جمله امری الاغ ها: هین.

۱۶۶٫  شعار گداها: گدایی کن تا محتاج مردم نشوی.

۱۶۷٫  چرا دروازه بان چاق شد؟ زیرا روزی ۲۰تا گل خورده.

۱۶۸٫  معلم: پسرم، من جای پدرت! هر مشکلی داری به من بگو. آقا میشه ۵۰۰ تومان به من بدهید بروم سینما!

۱۶۹٫  در شهر شما آثار باستانی هست؟ نه، ولی می خواهند چند تا بسازند.

۱۷۰٫  حالت چطوره؟ تازه موکتش کردم.

۱۷۱٫  توی خیابون تا چشمش به پوست موز افتاد گفت: ای وای، دوباره باید زمین بخورم.

۱۷۲٫  چرا شش ماه هست که با همسرت حرف نمی زنی؟ چون نمی خواهم وسط حرفش بپرم.

۱۷۳٫  آقای دکتر! از درد، جانم به لب رسید. مرا بکش و راحتم کنید. آقای دکتر: اختیار دارید عزیزم. من به وظیفه ام عمل می کنم.

۱۷۴٫  چرا مشق ننوشتی؟ چون میخواستم درس عبرت دیگران بشوم.

۱۷۵٫  معلم بی سواد است! روی تخته می نوسید و ما می خوانیم.

۱۷۶٫  از روی کتاب می شود آینده را پیش بینی کرد؟ بله. مادرم می تواند. مادرم با دیدن کتاب من و پرسیدن چند سوال می فهمد چه بلایی آخر سال سرم می آید.

۱۷۷٫  چرا دیر آمدی! دو نفر سر کوچه بر سر پول دعوا می کردند. به تو چه ربط داره؟ پول ها زیر پای من بود.

۱۷۸٫  محتویات نوشابه: گاز داره، آب داره. اگر برق و تلفن هم داشت یک سرویس کامل بود.

۱۷۹٫  این همه قاشق در معده ات چه می کند؟ خودتان گفتید روزی دو قاشق!

۱۸۰٫  بوش: راننده ام را اخراج کردم. برای بار دوازده ام نزدیک بود من به کشتن بده. – خواهش می کنم یک فرصت دیگه بهش بده.

۱۸۱٫  خجالت نمی کشی نیم ساعت دیر سر کلاس اومدی؟ پدرم گفت برای یادگیری هیچ وقت دیر نیست.

۱۸۲٫  سه چیز نام ببر که از شیر گرفته شده باشد. ماست و پنیر و بچه همسایه. چرا بچه همسایه؟! چون یک روز پیش از شیر گرفتنش.

۱۸۳٫  صیغه زدم را صرف کن: زدم، زدی، دعوا شد.

۱۸۴٫  دبیر فیزیک: یک مثال از فضای خال نام ببر. آقا، شکم خانواده ما آخر برج.

۱۸۵٫  چرا زنگ دوم دندانت درد گرفت؟ چون زنگ دوم ریاضی داریم.

۱۸۶٫  کارنامه: چند تا تجدید آوردی؟ کتبی و شفاهی.

۱۸۷٫  امروز می خواستم شما را با قله اورست آشنا کنم. ببخشید، ظهر ناهار برمیگردیم؟

۱۸۸٫  معلم: شیخ مشرف الدین مصلح ین عبدالله سعدی شیرازی را می شناسید؟ آقا، ما آن سه نفر اول را نمی دانیم اما سعدی را می شناسیم.

۱۸۹٫  یه خوردنی بگویید که بدون گذاشتن در دهان خورده شود. آقا، کتکی که ما از بابامون خوردیم.

۱۹۰٫  معلم تاریخ با من لج است چرا؟ چون سوال هایی می پرسد که مربوط به پیش از تاریخ تولد من است.

۱۹۱٫  حسن کچل: همه بچه ها روز شنبه سرشان را از ته بزنند. حسن کچل: آقا ما هم بزنیم.

۱۹۲٫  چرا سرتان را روی بخاری گرفتید؟ برای اینکه سرم گرم شود.

۱۹۳٫  هادی  عایق را تعریف کن! آقای، هادی برادرم است و عایق را هم نمی شناسم.

۱۹۴٫  معلم شیمی: آب از چه درست شده است؟ از آی با کلاه و ب بزرگ.

۱۹۵٫  شجاع کیه: کسی که درس بلد نیست و دستش را بالا می گیرد.

۱۹۶٫  نیک شهر در کدام استان است؟ این که راحت هست پس بگو نه سوالش راحت هست نه جوابش.

۱۹۷٫  چرا گریه می کنی؟ معلم از کلاس بیرونم کرد. چرا؟ نمیدانم، من خواب بودم.

۱۹۸٫  کانال سوئز کجاست؟ نمی دانم. تلویزیون ما فقط شش کانال می گیره. نمی دانم کجاست

 

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*