خانه » آرشیو برچسب: زنبور

آرشیو برچسب: زنبور

طعم صلوات

طعم صلوات یک روز که پیغمبر / از گرمی تابستان همراه علی می رفت / در سایه نخلستان دیدند که زنبوری / از لانه خود زد پر آهسته فرود آمد / بر دامن پیغمبر بوسید عبایش را / دور قدمش پر زد بر خاک کف پایش / صد بوسه دیگر ...

ادامه مطلب »

ای زنبور طلائی

ای زنبور طلائی نیش میزنی بلایی پاشو پاشو بهاره گل وا شده دوباره پاشو پاشو بهاره گل واشده دوباره زمستونُ خوابیدی خواب گلا رو دیدی پاشو پاشو بهاره عسل بساز دوباره کندو داری تو صحرا سر میزنی به هرجا بشین به روی گلها شادی ز بوی آنها تو جنگل و ...

ادامه مطلب »