خانه » ادبیات » قصه و داستان » نماز ظهر روز عاشورا

نماز ظهر روز عاشورا

یکى از یاران امام حسین  (علیه السلام)  به نام عمرو بن عبدالله خدمت امام  (علیه السلام)  شرفیاب شد و عرض کرد: یا ابا عبدالله! جانم فداى تو باد!

 مى بینم که نزدیک است این لشکر به جنگ تو بیایند؛ ولى به خدا قسم که پیش از آنکه تو کشته شوى، من در رکابت کشته خواهم شد و در خون خود خواهم غلتید؛ ولى دوست دارم این نماز ظهر را با تو بخوانم، سپس خداى خود را ملاقات کنم!

ابا عبدالله الحسین  (علیه السلام)  فرمودند: یاد کردى نماز را؛ خداوند تو را از نمازگزاران و ذاکران قرار دهد! بلى؛ اکنون اول وقت نماز است.

امام درآن شرایط سخت نیزنماز را اول وقت به پاداشت.

 زهیر بن قین وسعید بن عبدالله درجلو حضرت ایستادندتا تیرها به ایشان اصابت نکند   بعداز نماز سعید برروی زمین افتاد در حالی که ۱۳تیر بر بدنش نشسته بود.

به امام عرض کرد :آیا به عهد خود وفا کردم ؟ امام فرمودند : بلی تودر بهشت جلوی من هستی.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*