خانه » ادبیات » قصه و داستان » پاسخ قانع کننده

پاسخ قانع کننده

یکی از دشمنان حضرت با سلاحی زهر آلود که در توبره خود پنهان کرده بود نزد امام رضا(علیه السلام) آمد وتصمیم داشت چنانکه پاسخ قانع کننده ای در برابرسوالش از امام دریافت نکرد با همان سلاح امام را به قتل برساند.

پس همینکه در محضر مبارک امام رضا علیه السلام نشست حضرت به او فرمود: سو ال تو را به این شرط پاســخ مى گویم که چنانچه جواب صحیحى دریافت کردى و قانع و راضى شدى ، آنچه در توبره خود پنهان کرده اى ، درآورى و آن را بشکنى و دور بیندازى. .

آن شخص متحیّر شد و آنچه در توبره نهاده بود، بیرون آورد و شکست ؛ و گفت: یاابن رسول اللّه ! با این که مى دانى مأمون طاغى و ظالم است ، چرا داخل در امور او شدى و ولایتعهدى او را پذیرفتى ، با این که آن ها کافرند ؟!

امام رضا علیه السلام فرمود: آیا کفر این ها بدتر است ، یا کفر پادشاه مصر و درباریانش؟آیا این ها به ظاهر مسلمان نیستند و معتقد به وحدانیّت خدا نمى باشند؟

و سپس فرمود: حضرت یوسف علیه السلام با این که پیغمبر و پسر پیغمبر و نوه پیغمبر بود، از پادشاه مصر تقاضا کرد تا وزیر دارائى و خزینه دار اموال و دیگر امور مملکت مصر گردد و حتّى در جاى فرعون مى نشست ، در حالى که مى دانست او کافر محض مى باشد.

و من نیز یکى از فرزندان رسول اللّه صلى الله علیه و آله هستم و تقاضاى دخالت در امور حکومت را نداشتم ؛ بلکه آنان مرا بر چنین امرى مجبور کردند و به ناچار و بدون رضایت قلبى در چنین موقعیّتى قرار گرفتم .

آن شخص جواب حضرت را پسندید و تشکّر و قدردانى کرد؛ و از گمان باطل خود بازگشت.

 

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*